سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

200

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

در صحيح بخارى و صحيح مسلم چهل و چهار حديث نقل شده است ، از آنها بيست حديث را هر دو نقل كرده‌اند و نوزده حديث را تنها بخارى و پنج حديث را تنها مسلم نقل كرده است ( 1 ) و در بين راويان حديثى كه نام على بن ابى طالب است هشت مورد است كه همهء آنها راوى حديثند در حالى كه اين دانشمندان يكى على بن ابى طالب بصرى است كه از حماد بن سلمه و ديگران روايت كرده و دومى معروف به دهّان است كه از عدوى روايت كرده و سومى گرگانى است كه از ابو سهل قطّان روايت كرده و چهارمى استرآبادى است كه أبو بكر اسماعيلى از او حديث نقل مىكند و پنجمى تنوخى است كه أبو بكر بن مجاهد از او روايت كرده و ششمى بكرآباذى - نام محله‌اى از شهر گرگان - است كه از حافظ ابو احمد بن عدى و ديگران روايت كرده و هفتمى از ابو على بن شاذان روايت كرده و او آخرين كسى است كه از ابن عرفه نقل روايت كرده است و هشتمى قاضى القضاة بغداد به نام زينبى كه از پدر و عمويش ؛ طرادزينى و ابن علاف و ابن نظر و ديگران روايت كرده است . ( 2 ) سخنان عمر بن خطاب « پناه مىبرم به خدا از مسأله پيچيده‌اى كه دسترسى به ابو الحسن ( على ) نباشد » و سخنان ديگرى كه به اين مضمون رسيده است . ( 3 ) احمد در كتاب « الفضائل » به نقل از عبد اللّه قواريرى و او از مؤمّل از قول يحيى بن سعيد ، از ابو مسيّب نقل كرده مىگويد : عمر بن خطّاب بارها مىگفت : « پناه مىبرم به خدا از مسأله پيچيده‌اى كه دسترسى به ابو الحسن نباشد » . ( 4 ) ابن مسيّب مىگويد : اين گفتار علتى دارد و آن اين است كه امپراتور روم نامه‌اى به عمر نوشت و از او چند مسأله را پرسيد و عمر آنها را به صحابه عرضه كرد و از آنها جوابى دريافت نكرد پس به امير المؤمنين عرضه كرد و او در اسرع وقت ، بهترين پاسخ را داد . ( 5 ) سؤالات امپراتور روم ابن مسيّب مىگويد : امپراتور روم در نامه‌اى به عمر نوشت : از طرف قيصر امپراتور بنى اصفر به عمر خليفهء مسلمين ، اما بعد ، من مسائلى دارم كه از شما مىپرسم ؛ به من بگوييد :